آخرین درخشش دیگان؛ سفری به اعماق «دی به دین روز»
در فرهنگ ایران باستان، زمستان فصلِ خواب و سکون نیست؛ بلکه جشنی است برای ستایش نور در دلِ تاریکترین روزهای سال. ماه دی، ماهِ آفریدگار، با زنجیرهای از جشنها گره خورده است که به آنها «دیگان» میگوییم. بیست و سومین روز از این ماه که به آن «دی به دین روز» میگویند، چهارمین و آخرین ایستگاه از این جشنهای باشکوه است؛ روزی برای پیوند دوباره با وجدان و ستایشِ دادار.
دی به دین روز؛ وقتی نامها یکی میشوند
در گاهشماری کهن ایرانی، هر روز نام خاصی دارد. جالب است بدانید که در هر ماه، سه روز به نام «دی» (به معنای آفریدگار) نامگذاری شده است: روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوم. برای اینکه این روزها با هم اشتباه نشوند، نام روزِ بعد را به آنها اضافه میکردند. از آنجا که روز بیست و چهارم هر ماه «دین» نام دارد، روز بیست و سوم را «دی به دین» مینامند.
این روز، پایانبندیِ سلسله جشنهای دیگان است. ایرانیان باستان معتقد بودند وقتی نام روز با نام ماه یکی میشود، آن روز فرخنده است و باید آن را جشن گرفت. «دی به دین روز» در واقع تیرِ خلاصی است به ناامیدی و سرمای گزنده دیماه.
«دین»؛ نوری در اعماق وجدان
شاید بپرسید چرا نام این جشن را «دی به دین» گذاشتهاند؟ در نگاه نیاکان ما، واژه «دین» معنایی فراتر از مذهب داشت. «دین» یا همان «دائنا»، به معنای وجدان، بصیرت و آن نیروی درونی است که مسیر درست را از غلط تشخیص میدهد.
بنابراین، جشنِ «دی به دین روز»، جشنِ بیداری وجدان است. در این روز، انسانها دعوت میشدند تا به درون خود سفر کنند، غبار را از آینه دل بزدایند و با صداقت به اعمال خود بنگرند. این جشن به ما یادآوری میکند که آفریدگار بیش از هر جای دیگری، در وجدانِ بیدار انسانها حضور دارد.
📜 بیشتر بخوانید: طلوع در قلب زمستان؛ خرمروز و راز میلاد خورشید در آیین ایرانی
آداب و رسوم: از جامههای سپید تا سفرههای پربرکت
ایرانیان برای این روز تدارک ویژهای میدیدند. آیینهای این جشن همگی بوی پاکی و روشنایی میدادند:
سپیدپوشی: مردم با
لباسهای سپید و آراسته به استقبال این روز میرفتند. رنگ سپید نماد صلح، پاکی و نوری بود که از قلب آفریدگار سرچشمه میگرفت.
نیایش و سپاسگزاری: در این روز، آتشکدهها پر از زمزمهی نیایش میشد. مردم برای تندرستی، برکتِ زمین و پیروزی نور بر تاریکی دعا میکردند.
سفرهای به رنگ سخاوت: در این جشن سفرهای پهن میشد که میوههای زمستانی مثل انار، سیب و به، در کنار آجیلهای محلی و آشهای داغ، زینتبخش آن بود. مهمترین ویژگی این سفره، «بخشش» بود؛ یعنی بخشی از این خوراکها حتماً به دست نیازمندان میرسید.
خانه تکانی زمستانی: نظافت خانه و محیط زندگی در این روز، نمادی از دور کردن پلیدیها و آمادگی برای طلوع دوباره خورشید بود.
📜 بیشتر بخوانید: دی به آذر روز؛ سفری به اعماق دومین جشن دیگان و آیین برافروختن نور
چرا جشنهای دیگان چهار بار تکرار میشوند؟
تکرار این جشنها در ماه دی، نشاندهنده اهمیتِ «امید» است. در سردترین ماه سال که شبها طولانی و روزها کوتاهاند، روانِ انسان ممکن است به سمت اندوه متمایل شود. نیاکان ما با هوشمندی، چهار بار در این ماه جشن به پا میکردند تا شعلهی شادی و امید را در دلها روشن نگه دارند. «دی به دین روز» به عنوان چهارمین جشن، در واقع اعلامِ پیروزی نهایی است؛ پیامی که میگوید زمستان رو به پایان است و نور همیشه برنده میشود.
پیام «دی به دین روز» برای زندگی امروز ما
امروزه شاید سبک زندگی ما تغییر کرده باشد، اما نیاز ما به مفاهیمی مثل «دی به دین روز» بیش از هر زمان دیگری است. این جشن به ما میآموزد که:
- به وجدان خود گوش دهیم: در شلوغیِ زندگی مدرن، لحظهای سکوت کنیم و ببینیم آیا مسیر زندگیمان با حقیقتِ درونیمان هماهنگ است؟
- شادی را خلق کنیم: شادی یک انتخاب است، حتی در سختترین و سردترین روزهای زندگی.
- قدرشناس باشیم: این روز به ما یاد میدهد که از آفریدگار برای نعمتهایی که داریم، از زمین برای برکتش و از اطرافیانمان برای حضورشان قدردانی کنیم.
📜 بیشتر بخوانید: دی به مهر روز: سومین ضیافت نور در قلب زمستان؛ فلسفه و آداب جشن دیگان
کلام آخر
«دی به دین روز»، جشنی است برای پیوند زمین به آسمان و پیوند انسان به وجدان. این میراث ارزشمند به ما یادآوری میکند که ما بخشی از یک کلِ بزرگتر هستیم و وظیفه داریم با راستی و شادمانی، جهان را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کنیم.
بگذاریم در این روز، چراغ وجدانمان روشنتر از همیشه بتابد و سرمای زمستان را با گرمای مهربانی از بین ببریم.